خرید بک لینک
با دوستم از هوای اول آبان میگفتیم و نفس عمیق میکشیدیم که بیهوا به زبانم آمد که هوا هوای مردنه. دوستم هم تایید کرد که آرهها هوای مردنه آی میچسبه. و واقعا گاهی بعضی حال و هواها من را یاد مردن میان

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

چقدر دلم برای ریزریز تعریف کردن از جزییات تنگ شده؛ یه پست طول و دراز به خودم بدهکارم که مینویسمش به زودی!* لولی یعنی بیخانمان و خب صفت برازندهای برای یه موجود خوابگاهیه :) و مغموم برای نزدیک شدن رو

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

توی سالن مطالعه خوابگاه نشستهام و به حرفای این چند روز اساتیدم برای ادامه پروژه فکر میکنم. دیروز استاد راهنمایم حرفهای مثبت زیادی زد. انگیزه داد از این که تو موفق میشوی و به کارت ایمان دارم. عملا

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1398 ساعت: 11:34

تا ساعت حدود 5 اوکیه! رفت و آمد هست، سر و صدا هست ولی خوبه. انتظار میره پنج به بعد خلوتتر و دنجتر هم بشه اما به شرطی که دختر و پسر پارتیشن کناری اجازه بدن!!! یه ریــــــــــــــــــــــــــــــز پچ

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

یک. در راستای بی ارزش و اعتبار بودن علم و هر کی هر کی بودن قبولیا همین توییت بس! " با سهمیه بابات قبول شدی و میزنی هذا من فضل ربی؟! این از فضل خدا نبوده داداچ، از فضل سهمیه ۲۵ درصدیتون بوده ؛)" واقعا

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

خدایا مرسی ازت که این تاسوعا و عاشورا هم کاشان بودم. پارسال بهتون گفتم که کاشان شهر روضههاس... و یه تعلق خاطری به هر هیئت وجود داره. دو شب امین اومد هیئت ما. یه شب من رفتم اونجا. و بعد به صورت غیرمست

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

میگوید دوستت دارم و «دوستت دارم» حالا مثل سربازی شده بیسلاح، تنها میانهی میدان نبرد. نه آنقدر قوی است که صف دشمن را بدرد، نه تماما بیجان که توی تابوت روی دوش به خانههای شهر برش گردانند.

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

نفر اول صف خانمها خانمی بود که چادر یکدست سفید میپوشید و منو برای پسرش که تاکسی داشت خواستگاری کرده بود و بعد از اینکه گفته بودم میخوام درس بخونم هر روز زیرزیرکی بهم نگاه میکرد و لبخند میزد. نفر

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

این ترم تدریس دانشگاهی که سه ترم پیش میرفتم رو قبول نکردم. خب من دنبال یه رزومه بودم که بگم قبلا تدریس کردم که همون سه ترم کفایت میکرد، و علاوه بر اون تایم زیادی ازم میگرفت. برنامه آزمایشگاهی که مش

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

و پناه میبرم از شر تمام استرسها به ابی :)

برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 22:12

صفحه بندی